بعدی
like

استاد مسعود کیمیایی،منتقد سناریو به دست از دایره نقد بیرون است!

‏. ‏(‏۱۸-‏بهمن-‏۱۳۹۷)

فردی که شمشیر زهرآلود در دست بگیرد و مدام زخم بر پشت فیلمسازان جوان یا باتجربه بزند،منتقد نیست،قاتلی است اهلی،شاید هم غیر اهلی!

مسعود کیمیایی گفته است خیلی از منتقدان زیر بغل‌شان یک سناریوست که سال هاست می خواهند آن را بسازند!نمی شود این گفته کیمیایی را نادرست خواند،زیرا بوده و هستند چنین منتقدانی که با آرزوی فیلمسازی قدم به عرصه نقد گذاشته و می گذارند.برخی از منتقدان نیز،چه در ایران و چه در خارج وارد حیطه فیلمسازی شده اند،عده ای معدود موفق،گروهی نیز ناموفق بوده اند.
بین همنسلان مسعود کیمیایی،قبل از آن و بعد از آن هم منتقدان دوربین به دست وجود داشته و خواهد داشت.این آرزویی است که برخی به دل دارند،بعضی آرزو به دل می مانند،گروهی نیز به آرزوی شان می رسند.
کیمیایی فیلمسازی است به شدت طناز،اما این طنازی در فیلم هایش دیده نشده یا کمتر به چشم می آید.وقتی در کنارش نشسته ای،مدام باید لبخند و قهقهه بزنی،چون کلامش خواسته یا ناخواسته طنز است.حرف هایش را هم معمولا در لفافه می زند.باید با زبان و کلامش آشنا باشی تا پی به منظورش ببری.
نگارنده دستی در فیلمنامه نویسی دارم،اما هرگز حاضر نشده و نمی شوم فیلمنامه به دست،از این اتاق به آن اتاق بروم یا دست به دامن مدیر و کارمند جماعت بشوم،دور از شان من منتقد و امثال من است.
بسیاری از مدیران،فیلمسازان و بازیگران آمده و رفته اند،اما ما هنوز هستیم و قلم از دست مان نیفتاده است.در این ایام طولانی ،مطمئنا مدیران ،تهیه کنندگان و سرمایه گذارانی را می شناسیم تا زیر پر و بال ما جماعت منتقد را گرفته و دوربین به دست مان دهند،اما این کار را نکرده و نمی کنیم،چون نوشتن و نقد کردن را دوست داریم.
استادمسعود کیمیایی،درباره منتقدان واقعی و عاشق حرف می زنیم،نه آنانی که قلم در دست شان گریان است.آنانی که به عشق فیلمسازی خود را به سر دامان کوتاه نقد وصله پینه کرده اند،منتقد نیستند،منتظرند!منتظر اتفاقی که از راه درست یا نادرست به مراد دل شان برسند.اگر نرسیدند شروع به عقده گشایی کرده و جماعت فیلمساز را از زیر تیغ می گذرانند تا کمی به آسایش برسند.
کسانی که خود را به دروغ منتقد می خوانند،بی رحمانه و بدون دلیل فنی و منطقی به فیلمسازان می تازند،نقد نمی کنند،تیغ می زنند!
همین افراد هستند که به قول شما فقط بلدند بگویند،فیلم بد است یا خوب ،دایره سوادشان همین است،اگر می توانستند منطقی و فنی نقد کنند که برای بد و خوب بودن فیلم دلیل می آوردند.
این مردم عادی هستند که می گویند:فیلم خوب بود یا بد،حق هم دارند،چون مخاطبند و ظاهر فیلم را می بینند،هرچند که همین نقد مختصرشان از نقد بسیاری از منتقدان مدعی کارساز تر است،زیرا فیلمساز می داند که تماشاگر آماتور بدون غرض و مرض این حرف را می زند.
اگر در ایران، منتقدانی دانا و کاربلد باشند که مورد وثوق اهالی سینما نیز قرار بگیرند،حرف شان سند می شود برای فیلمسازان،همان گونه که در کشورهای صاحب سینما،بوده،هست و خواهد بود.اکثر کشورهای صاحب سینما درصد مهمی از پیشرفت شان در امر فیلمسازی را مدیون منتقدان با سواد و دلسوز می دانند.
حق با شماست آقای کیمیایی،اگر منتقدان ایرانی جهان سینما و فیلمساز را می شناختند،به جای قلع و قمع جوانان تازه از راه رسیده،آنان را دلگرم کرده،استعداد ها را کشف و راهنمای راه شان می شدند.
تعداد منتقدان با سواد،واقعی و دلسوز در ایران بسیار کم است،اگر اغراق نکرده باشم به اندازه انگشتان هر دو دست.
منتقد باید راهنما و راه گشای سینما و فیلمسازان باشد،نه سد سکندر!
فردی که شمشیر زهرآلود در دست بگیرد و مدام زخم بر پشت فیلمسازان جوان یا باتجربه بزند،منتقد نیست،قاتلی است اهلی،شاید هم غیر اهلی!
استاد مسعود کیمیایی،منتقد سناریو به دست از دایره نقد بیرون است.این به آن معنا نیست که اگر منتقدی استعداد و توانایی فیلم ساختن داشته باشد،فیلم نسازد،منظور این است که کار هرکسی نیست.برخی از منتقدان ایرانی،چند دهه است نقد می نویسند،اما اصلا به ذهن شان هم خطور نکرده فیلمساز شوند،زیرا می دانند منتقد جایگاهی بالاتر دارد.
همواره گفته و نوشته ام که فیلمساز نباید جواب منتقد را بدهد،زیرا در دنیایی دور از هم قرار دارند.وقتی فیلمسازی اثرش را ساخت و روی پرده برد،دیگر کارش تمام شده و کار منتقد شروع می شود. نباید جواب منتقد را داد،حتی اگر برخی بی ادبی کرده و به فیلمساز و فیلمش جسارت کنند.
مطمئنا اگر هر کدام سرشان به کار خودشان گرم باشد،درگیری ها و گرفتاری ها نیز کمتر می شود.


1